چرا باید کتاب بخوانیم؟

کتاب خواندن، مغز را فعال‌تر می‌کند

پردیس فناوری کیش_طرح مشاوره متخصصین صنعت_گروه منابع انسانی

برای هر کاری به «مغز» نیاز داریم. این عضو پرکار بدن نیز مانند سایر اعضا و جوارح‌مان، میل عجیبی به کم‌کاری و فرسایش دارد!
همانطور که باشگاه‌های بدن‌سازی به ما کمک می‌کنند که وزنی متعادل و اندامی متناسب داشته باشیم،
کتاب خواندن هم یکی از بهترین روش‌های ممکن برای سرحال نگه داشتن مغز است.
باور کنید یا نه، این توده‌ی چربی محصور در جمجمه‌مان مسئول تمام تصمیم‌ها و اقدماتی‌ست که خداگاه یا ناخداگاه می‌گیریم.
مغز ما را آدم‌های موفق‌تری می‌کند و در نتیجه، کیفیت بیشتری به زندگی‌مان می‌بخشد.
تحقیقات مفصلی در این خصوص انجام شده که این یکی شاید موجزترین و جامع‌ترین باشد.

به ایده‌هایی تازه دست می‌یابید

مهم نیست که ریگ روان را بخوانید یا داستان‌هایی که می‌چسبند.
اصلا مهم نیست که درباره‌ی چه موضوعی و در چه حوزه‌ای کتاب می‌خوانید.
خواندن کتاب، ایده‌هایی تازه را به ذهن‌تان سرازیر می‌کند که ممکن است هیچ ربطی با آنچه می‌خوانید نداشته باشید.
سازوکار مغر آن‌قدر پیچیده است که توضیح ساده‌ی این اتفاق میسر نیست،
اما بدانید که وقتی مشغول خواندن کتابی هستید، ایده‌های مختلفی به ذهن‌تان هجوم می‌آورند.
مثلا این احتمال خیلی بالاست که پاسخ به سوالی که مدت‌ها در پی‌اش هستید
یا راه‌حل مساله‌ای که در کارتان دارید را حین خواندن یک داستان کوتاه بیابید.

نویسنده‌ی بهتری می‌شوید

شاید دلتان نخواهد که رمان بنویسید یا کسی به عنوان «نویسنده» صدای‌تان کند.
اما هرچقدر بیشتر بخوانید، مهارت بیشتری در نوشتن پیدا خواهید کرد.
خواندن کتاب در درازمدت موجب می‌شود که دایره‌ی لغت گسترده‌تری پیدا کنید
و هنگام نگارش متنی، ابزار بیشتری برای بیان عقاید، نظرات و منظورتان در اختیار داشته باشید.
علاوه بر ارتقای مهارت در نویسندگی، سخنور بهتری نیز خواهید شد.
کلمه، مایه‌ی حیات «ارتباط» است و خواندن، مهمترین تمرین برای مسلح شدن به آن.

درک بهتری از پیرامون خواهید داشت

زندگی ما در این جهان آنقدر کوتاه است که حتی اگر بخواهیم هم نمی‌توانیم بسیاری از تجربه‌ها را زندگی کنیم.
کمتر ممکن است که بتوانیم به قطب جنوب سفر کنیم،
و کاملا غیرممکن است که بتوانیم زندگی در دوره‌ی پدربزرگ‌هایمان را از نزدیک ببینیم.
کتاب‌ها، فرصت بی‌نظیری برای تجربه‌ی زندگی‌های بیشتر با کمترین هزینه‌اند.
حتما شما هم این جمله‌ی تاریخی را شنیده‌اید که «کسانی‌که تاریخ نمی‌دانند،
محکوم به تکرار آنند» حال باید دانستن تاریخ و چیزهای دیگر، از مسیر کتابخوانی میسر است.

تخیل‌تان را بسط می‌دهد

شاید تنها وجه مشترک در بین کلاس‌های بازاریابی، داستان‌نویسی و استراتژی، تاکید به اهمیت «رویا پردازی» و تخیل است.
یکی از مهمترین تفاوت‌های ما انسان‌ها با دیگر گونه‌های جاندار ساکن در زمین این است که می‌توانیم چیزهایی ورای واقعیت و موجود را تصور کنیم.
مثلا می‌توانیم در ذهن خود حیواناتی با هشت سر را فرض کنیم و حتی درباره‌شان کلی شرح و بسط بنویسیم.
تخیل، تاثیر سترگی در جنبه‌های مختلف زندگی‌مان دارد.
هرچقدر بیشتر بتوانیم «چیزهایی که نیستند» را ببینیم،
احتمالا چیزهای بیشتری را می‌توانیم به چنگ آوریم.
اگر در هرکدام از حوزه‌های مختلفی هنری فعالیم و یا علاقه داریم که فعال باشیم،
خلاقیت بخشی جدایی ناپذیر از حرفه و پیشه‌مان خواهد بود.
اما این اهمیت محدود به حوزه‌های هنری نیست و در دنیای امروز، مرز باریکی بین انواع تجارت و هنر وجود دارد.
کتاب بخوانید تا خیال‌پردازهای بهتری باشید : )

درک بهتری از خودتان پیدا می‌کنید

واقعا کسی هست که با بحران و مساله‌ی خودشناسی مواجه نباشد؟
کسی هست که بتواند مدعی باشد که به خوبی و کمال، بر خود وقوف کامل دارد و تمامیت خود را شناخته است؟
بزرگترین ادبا و فلاسفه و متفکرین تمام اعصار هم چنین ادعایی ندارند.
حقیقتا، کشف ماهیت خویشین، یکی از سخت‌ترین و البته جذاب‌ترین کارهایی‌ست که باید به آن توجه کنیم.
اگر شما هم در پی کشف خود، مسیر خود و علت حضور خود در این جهانید،
هیچ منبع مشخصی برای پیگیری وجود ندارد.
اما غرق شدن در دنیای کتاب‌ها به شما کمک می‌کند که بتوانید ابعاد مختلف وجودی‌تان را پیدا کنید.
به عبارت بهتر، هیچ کتابی نیست که شما را سرراست به شناخت خود برساند،
اما کتابخوانی شما را در مسیر درستی برای این مقصود قرار می‌دهد.

الهام می‌گیرید

همین لپ‌تاپی که من با آن مشغول نگارش این سطور هستم،
و همان تلفنی که با آن مشغول خواندن این سطور هستید،
و همین اینترنتی که هردو از آن برای این تبادل اطلاعات استفاده می‌کنیم،
محصول الهاماتی‌ست که آدم‌ها از چیزهای مختلف گرفته‌اند.
برترین رمان‌های جهان، تاثیر گرفته از آثاری دیگرند
و تقریبا همه‌ی نویسندگان بزرگ جهان، الگوهایی برای الهام‌پذیری داشته‌اند.
از لابلای سطور کتاب‌های مختلف می‌توانید به چیزهایی دست یابید که با هیچ روش مستقیم دیگری قابل حصول نیست.
کتاب خواندن حال‌تان را بهتر می‌کند، چیزهای زیادی بهتان می‌آموزد
و در نهایت از شما فرد بهتری می‌سازد. فرصت کتاب خواندن را از خود دریغ نکنید.

8 کتاب فوق‌العاده که حتماً باید بخوانید!

8 کتاب فوق‌العاده که حتماً باید بخوانید!

پردیس فناوری کیش_طرح مشاوره متخصصین صنعت_گروه منابع انسانی

مطالعه کتاب‌های انگلیسی پنجره ذهن را به دنیایی باشکوه می‌گشاید و شما را به سطح جدیدی از یادگیری زبان انگلیسی سوق می‌دهد. هر چند این روش کند و آهسته به نظر می‌رسد لیکن بسیار تأثیرگذار است.
مطالعه کتاب‌هایی که بر اساس داستان آن‌ها فیلم‌های معروفی ساخته‌شده‌اند نیز به شما کمک می‌کند تا سریع تر از همیشه انگلیسی خود را تقویت کنید.
محاسن مطالعه کتاب‌های انگلیسی
هر چه بیشتر بخوانید، بیشتر می‌فهمید.هر چه بیشتر بدانید به مکان‌های بیشتری خواهید رفت.

دکتر سوس گایزل

الف) مطالعه، اقناع کننده است.
توانایی خواندن و فهمیدن یک رمان دستاورد بزرگی به شمار می‌رود. هنگامی که آخرین صفحات یک کتاب را می‌خوانید و سپس کتاب را می‌بندید و در مورد پیام نویسنده فکر می‌کنید احساس پختگی می‌کنید.
ب) مطالعه کتاب‌های انگلیسی نوعی تمرین برای یادگیری زبان انگلیسی است. با مطالعه کتاب‌های انگلیسی دایره لغت، گرامر و حتی اطلاعات شما در مورد کشورها و فرهنگ‌های گوناگون افزایش می‌یابد.
ج) مطالعه ذهن را باز می‌کند.
از طریق مطالعه به تجارب و چشم اندازهای جدیدی دست می‌یابید. از طریق مطالعه، اطلاعات جدیدتری در خصوص زبان، فرهنگ، جامعه و تاریخ به دست می‌آوریم.
د) مطالعه، لذت‌بخش است.
انتخاب یک کتاب مناسب و مطالعه آن در یک مکان و زمان مناسب بسیار لذت‌بخش است. در این مقاله به معرفی ۸ کتاب انگلیسی می‌پردازیم که حتماً باید آن‌ها را مطالعه کنید.
2

۱. لانه شارلوت  نویسنده B. White

این کتاب رمانی زیباست که مناسب همه گروه‌های سنی است. این کتاب یکی از کتاب‌های مورد علاقه بزرگسالان است و اغلب بومی‌های انگلیسی زبان حداقل یکبار آن را خوانده‌اند.
خلاصه داستان:
بچه خوکی به خاطر جثه بسیار نحیف و کوچکش تا مرز مرگ پیش می‌رود. دخترکی به نام فِرِن این بچه خوک را نجات می‌دهد و از آن نگهداری می‌کند و نامش را ویلبر می‌گذارد.
بعد از اینکه ویلبر بزرگ می‌شود و به مزرعه عمویش فرستاده می‌شود فِرِن خیلی غمگین می‌شود. وقتی ویلبر به مزرعه می‌رود مورد بی‌توجهی حیوانات دیگر مزرعه نیز قرار می‌گیرد و هر روز برای صاحبش فِرِن گریه می‌کند. روزی ویلبر  صدای عنکبوتی به نام شارلوت را می‌شنود که به او قول دوستی می‌دهد.
شارلوت می‌داند که مزرعه‌داران قصد کشتن ویلبر را دارند. شارلوت قول می‌دهد نقشه‌ای بکشد تا جان او را نجات دهد. روز بعد مزرعه‌داران با صحنه‌ای عجیب رو به رو می‌شوند آن‌ها روی تارهای عنکبوت کلمه “چند خوک” را مشاهده می‌کنند. شارلوت از حیوانات دیگر نیز می‌خواهد تا همین عبارت را در جاهای مختلف مزرعه بنویسند. پس از مدتی شارلوت ناپدید می‌شود اما فرزندش برای ویلبر دوست خوبی می‌شود. آن‌ها از همدیگر مراقبت می‌کنند و داستان پایان خوبی دارد.
3

۲. مایکو و پنجمین گنج  نویسنده الینور کواِر

هر چند این کتاب چندان معروف نیست اما جزء ۸ کتابی است  که حتما باید بخوانید. نکته قابل توجه در مورد این کتاب کوتاه بودن آن است. خواندن این کتاب ۷۷ صفحه‌ای بسیار ساده است در این کتاب با نکات جالبی در مورد کشور ژاپن و فرهنگ آن آشنا می‌شوید.
خلاصه داستان:
داستان این کتاب یک داستان احساسی در مورد دختری به نام مایکو است. مایکو یک هنرمند و خوشنویس با استعداد است و دست او در جنگ به شدت مجروح می‌شود و سپس والدینش او را به محیطی امن‌تر نزد پدربزرگ و مادربزرگش در یک روستا می‌فرستند.
مایکو به خاطر از دست دادن پنجمین گنج خود – زیبایی قلبش  – بسیار ناراحت است.
این گنج شاه کلید او برای رسیدن به شادی و هنر زیبایش است. مایکو به مدرسه‌ای جدید می‌رود اما همکلاسی‌هایش بسیار بدجنس‌اند. آن‌ها دائما او را مسخره می‌کنند و باعث عصبانیتش می‌شوند.
پدربزرگ و مادربزرگ او بالاخره موفق می‌شوند با صبر و درایت این مشکل را حل کنند و مایکو بالاخره یک دوست خوب به نام یوشی پیدا می‌کند. مایکو به خاله یوشی که زنی مهربان اما بسیار سختگیر و اخموست نزدیک می‌شود و او مایکو را تشویق می‌کند تا دوباره قلم‌مو به دست بگیرد و به تمرین هنرش بپردازد.

4
۳. بیگانگان (غریبه‌ها)  نویسنده E.Hinton

این کتاب برای فراگیران زبان انگلیسی کتابی بسیار سودمند است . جمله‌بندی‌های این کتاب بسیار ساده و قابل‌فهم است – سطح لغات به کار رفته در این کتاب نیز ساده است و بنابراین بدون هیچ مشکلی می‌توانید این کتاب را مطالعه کنید.
خلاصه داستان:
یکی از شخصیت‌های اصلی داستان نوجوانی به نام پانی است. او عضو یک گروه شرور به نام پانی بونی است. پانی یک روز بعد از خروج از سینما ناگهان توسط افراد گروه رقیب مورد حمله قرار می‌گیرد. اما بالاخره توسط دوستانش نجات پیدا می‌کند. عصر فردا دوباره پانی و دوستانش به سینما می‌روند آن‌ها پشت سر تعدادی از دوستان دختر گروه رقیب می‌نشینند. پانی و چری متوجه می‌شوند که خیلی چیزها را می‌توانند از دیگران یاد بگیرند حتی اگر این افراد گروه رقیب باشند.
پسرها و دخترها بعد از سینما به اتفاق به سمت خانه حرکت می‌کنند که در مسیر با پسران گروه رقیب مواجه می‌شوند. دختران گروه برای جلوگیری از زدوخورد به سرعت از محل دور می‌شوند. پانی دیر به منزل می‌رسد و برادرش که از دستش عصبانی است با او دعوا می‌کند. در نتیجه پانی از خانه فرار می‌کند. بعد از آن بین دو گروه مجددا درگیری ایجاد می‌شود که در نتیجه این درگیری یکی از افراد گروه کشته می‌شود. پانی به شدت ترسیده است. آن‌ها در یک کلیسا مخفی شده و موهای خود را رنگ می‌کنند تا شناخته نشوند.
بعد از چند درگیری دیگر بین این دو گروه بالاخره پانی راهی بیمارستان می‌شود. دادگاهی برگزار می‌شود و قاضی باید در مورد بی‌گناهی یا گناهکار بودن پانی تصمیم بگیرد.

5
۴. خانه‌ خیابان منگو نویسنده: سندرا سینرو

این کتاب جالب به معرفی دیدگاه نویسنده می‌پردازد. جمله بندیها کوتاه و قابل فهم هستند. این کتاب علاوه بر سادگی، دیدگاهی عمیق در مورد فرهنگ های مختلف به خواننده ارائه می‌کند.
خلاصه داستان:
این داستان در مورد زندگی دختری مکزیکی به نام اسپرانزا است. اسپرانزا به خانه‌ای در خیابان منگو نقل مکان می‌کند. اسپرانزا چندان از منزل جدیدش راضی نیست چرا که این خانه نسبت به خانه قبلی قدیمی‌تر و کوچک‌تر است.
این خانه در محله‌ای شلوغ واقع شده و بنابراین اسپرانزا احساس می‌کند زمان کافی برای خلوت کردن با خود در اختیار ندارد. او به خودش قول می‌دهد که بلاخره روزی از این خانه برود و خانه‌ای برای خودش بخرد. پس از تعطیلات و بازگشت به مدرسه خانواده اسپرانزا دچار فقر شده و اسپرانزا برای تسکین دردهای خود به شعر گفتن روی می‌آورد.
6

۵. سیزده دلیل  نویسنده: جِی آشِر

زمان این داستان به زمان حال است و بنابراین از گرامر ساده‌ای برخوردار است. جملات و لغات به کار رفته بسیار ساده‌اند. این کتاب برنده یک جایزه آموزشی است و جزو لیست کتاب‌های برتر مجله تایمز نیویورک است.
خلاصه داستان:
قهرمان داستان پسری دبیرستانی به نام کِلی جنسین است. یک روز بعد از بازگشت از مدرسه، کِلی بسته‌ای مقابل درب منزل خود پیدا می کند. او نمی داند بسته از طرف چه کسی فرستاده‌شده است. او بسته را باز می کند و هفت نوار کاست می بیند. این نوارها متعلق به همکلاسی سابق او حناست.
حنا دچار مشکلات روحی بوده و خودکشی کرده است. همراه با این کاست‌ها یک دستورالعمل هم وجود دارد. بر اساس این دستورالعمل نوارها باید دست به دست بین دوازده دانش آموز که نام آن‌ها مشخص‌شده بچرخند. حنا در نامه‌اش با ذکر سیزده دلیل به این دوازده نفر توضیح داده که چگونه هر یک از این دوازده نفر باعث مرگ او شده‌اند.
او این افراد را تهدید کرده که درصورتی‌که نامه و نوارها را به افراد نامبرده نرسانند همه مدرسه از این موضوع باخبر خواهند شد زیرا علاوه بر آن‌ها یک نفر دیگر هم این نوارها را در اختیار دارد.

7
۶. پیتر پَن  نویسنده: جِی بَری

این کتاب معروف برای کودکان نوشته شده است لیکن به جهت جذابیت بیش از اندازه تقریبا برای همه بزرگسالان در سراسر دنیا آشناست.
خلاصه داستان:
پیتر هر شب به خانه خانواده دارلینگ سر می‌زند و به داستان‌هایی که خانم دارلینگ هنگام خواب برای فرزندانش تعریف می‌کند گوش می‌دهد. یک شب هنگام گوش دادن به داستان آن‌ها متوجه پیتر شده و سعی می‌کنند پیتر را بگیرند. پیتر سعی می‌کند فرار کند اما سایه‌اش را گم می‌کند.
وقتی برای برداشتن سایه‌اش بازمی‌گردد، دختر آقای دارلینگ به نام وِندی از خواب بیدار می‌شود. وندی به پیتر کمک می‌کند تا دوباره سایه‌اش را به بدنش بچسباند. وندی به پیتر می‌گوید که او هم داستان‌های فراوانی می‌داند. پیتر از وندی دعوت می‌کند تا با او به نِوِرلند بیاید. او می‌خواهد تا وندی مادر پسران گمشده شود. وندی قبول می‌کند و از برادرانش مایکل و جان هم می‌خواهد تا به او بپیوندند.
آن‌ها در پروازی جادوی خود به نِوِرلند با مخاطرات فراوانی رو به رو می‌شوند. وندی تقریبا کشته می‌شود و پسرها برای او خانه‌ای بر روی درختان می‌سازند تا خوب شود. او بعد از بهبودی دوباره نقش مادری را از سر می‌گیرد. بعد از مدتی وندی تصمیم به بازگشت به خانه می‌گیرد که با مخالفت پیتر رو به رو می‌شود. هر چند پیتر می‌داند که مادر وندی به شدت دلتنگ نبودنش است. بالاخره پیتر تصمیم می‌گیرد به وندی اجازه برگشت به خانه را بدهد.
1

۷. پیرمرد و دریا  نویسنده: ارنست همینگوی

تقریبا همه بومی‌های انگلیسی زبان در مقاطعی از مدرسه این کتاب کلاسیک معروف را خوانده‌اند . بنابراین هر موقع جایی صحبت از ادبیات انگلیسی به میان بیاید می‌توانید در مورد این اثر ادبی صحبت کنید.
خلاصه داستان:
داستان این کتاب به نبرد بین یک ماهیگیر با تجربه و یک ماهی است. ۸۴ روز است که سانتیاگو هیچ صیدی نکرده و همچنان دست خالی به خانه بر می‌گردد. پسری که همیشه به سانتیاگو کمک می‌کند به خواسته والدینش ناچار برای کار کردن به قایق دیگری می‌رود هر چند پسرک جوان شبانه نیز به کمک سانتیاگو می‌رود.
روز ۸۵ ام بخت با سانتیاگو یار می‌شود . او با قایقش دورتر از جای همیشگی می‌رود و قلاب ماهیگیری‌اش را در آب می‌اندازد. در نیمه‌های شب یک ماهی بزرگ طعمه را می‌بلعد. پیرمرد سعی می‌کند ماهی را از آب بیرون بکشد اما ماهی بیش از حد بزرگ است و در عوض ماهی شروع به کشیدن قایق می‌کند.
پیرمرد هر چه تلاش می‌کند بی‌فایده است. ماهی دو روز تمام قایق را با خود می‌کشد تا بالاخره روز سوم خسته می‌شود … سانتیاگو بالاخره ماهی را صید می‌کند. این بزرگترین صیدی است که پیرمرد تا به حال به دام انداخته است. پیرمرد با حالی خسته به سمت دهکده باز می‌گردد اما خون ماهی آنقدر زیاد است که کوسه‌ها را به سمت خود جذب می‌کند.
قایق توسط کوسه‌ها مورد حمله قرار می‌گیرد اما پیرمرد تقریبا همه آنها را می کشد. او پس از کشتن همه کوسه‌ها ناگهان متوجه مشکلی بزرگ می‌شود و آن اینکه کوسه‌ها همه گوشت ماهی را خورده‌اند و از ماهی تنها اسکلتی باقی‌مانده است. پیرمرد خسته به خانه برمی‌گردد و به خواب می‌رود. همه مردم دهکده از اندازه اسکلت ماهی حیرت کرده‌اند. پسر جوان نیز می‌پذیرد که دوباره در کنار پیرمرد کار کند
8

۸. بخشنده  نویسنده: لوئیس لاری

کتاب بخشنده شروعی جذاب دارد و از همان آغاز خواننده را به خود جذب می‌کند. گرامر این کتاب اغلب به زمان گذشته ساده و ماضی بعید است. جملات داستان کوتاه بوده و خواننده داستان در فهم آن‌ها چندان دچار مشکل نمی‌شود.

خلاصه داستان:

یونس پسری جوان است. او زندگی امن اما پر از قوانین است. همه افراد به قوانین احترام می‌گذارند و اغلب نقش چندانی در تصمیم‌گیری برای خود ندارند. یکی از قوانین این است که هرگز اجازه ندارید حرفی بزنید که دیگران دلخور شوند. کمیته‌ای خاص برای ازدواج افراد تصمیم می‌گیرد.
هر خانواده فقط می‌تواند یک پسر و یک دختر داشته باشد. وقتی یونس و بقیه اعضای گروه تعدادشان به ۱۲ نفر می‌رسد، به آن‌ها شغل خاصی داده می‌شود. از آنجایی که یونس از بقیه باهوش‌تر است و مورد احترام همگان نیز هست وظیفه دیگری نیز به او محول می‌شود. او می‌تواند تمام خاطرات گذشته را ببیند و تا زمانی که کسی را به عنوان جانشین خود تربیت نکند حق بازگو کردن هیچ یک از این خاطرات را ندارد. این کار بسیار دشوار است.
او چیزهایی می‌داند که دیگران نمی‌دانند. ابتدا یونس از این موضوع خیلی خرسند است اما  پس از مدتی به این نتیجه می‌رسد که این نوع زندگی به هیچ وجه عادلانه نیست. او می‌خواهد دیگران بتوانند خودشان در مورد زندگی‌شان تصمیم بگیرند. او برای تغییر وضعیت افراد گروه نقشه‌ای جالب می‌کشد و تصمیمی می‌گیرد گروه را به مکانی جدید منتقل کند. افراد در این مکان  خاطرات خود را پس می‌گیرند و زندگی بهتری پیدا می‌کنند.
امیدوارم از معرفی این کتاب‌ها لذت برده باشید. هر چند کتاب‌های خوب بسیارند لیکن بهتر است همیشه کتاب‌هایی در حد دانش آموزان دبیرستان آمریکا انتخاب کنید تا به راحتی متوجه مفهومشان بشوید. مطالعه کتاب‌های انگلیسی یکی از روش‌های مؤثر برای تقویت زبان انگلیسی است. از این طریق می‌توانید تعداد زیادی لغت فرابگیرید و علاوه بر لذت بردن از مطالعه افق دید خود را توسعه ببخشید.