راز افرادی که در ارتباط برقرار کردن مهارت دارند چیست؟

پردیس فناوری کیش-طرح ملی مشاوره- متخصصین صنعت ومدیریت- گروه آموزشی

راز افرادی که در ارتباط برقرار کردن مهارت دارند چیست؟

مدیران کسب‌وکار به ارتباطات اهمیت زیادی می دهند. اگر می خواهید ارتباطات مؤثری برقرار کنید؛تسلط بر آنچه لازم است بگویید و چگونگی بیان آن، فاکتورهای مهمی هستند. هرچند یکی از عناصر ارتباط کلامی معمولا اهمیت بیش تری دارد، شیوه ی صحبت کردن.

۱. شمرده صحبت کنید:

با هر صدا و سرعتی که صحبت می کنید، «وضوح» کلید موفقیت‌تان است. شنونده باید قادر باشد تمام کلمات را بشنود. بنابراین هر عبارت مبهمی می تواند این وضوح را از بین ببرد. درست صحبت کردن را با تلفظ و ادای صحیح کلمات تمرین کنید. کِیتی شوارتز، مدیر شرکت دورام، در کارگاهی که با موضوع بهبود مهارت سخنرانی و تقویت فن بیان برای کسب‌وکار در کالیفرنیای شمالی برگزار شد؛به نکته‌ی مهمی اشاره کرده است. «یکی از کارهایی که می توانید انجام دهید تا وضوح کلام تان را بیشتر کنید، کم کردن سرعت است.» افراد وقتی نگران هستند، یا درباره ی آنچه می‌گویند تردید دارند، تمایل دارند سریع صحبت کنند. همچنین او می گوید: «شمرده صحبت کردن نه‌تنها فهم شنونده را از صحبت‌های شما تقویت می‌کند، بلکه باعث می شود مطمئن و آرام به نظر برسید.» معیاری خوب وجود دارد تا کیفیتِ سرعت صحبت‌تان را ارزیابی کنید.فرض کنید که شماره  تلفنی را می‌خوانید، فردی که گوشش با شماست. باید بتواند آن را یادداشت کند. برای تمرین سرعتِ گفتار، رشته ی بلندی از اعداد را بخوانید.حین انجام این کار آنها را در هوا یادداشت کنید. این تکنیک برای رسیدن به ضرب آهنگی عالی است . اینگونه می‌توانید نفوذ کلام داشته باشید.

۲. با اعتمادبه‌نفس صحبت کنید:

«اِاِ…، سلام به همگی…، اسم من، اِاِ…، امینه.»

متأسفانه باید بگویم کسی به ادامه ی این سخنرانی گوش نمی کند. این مثال نشان می دهد که چگونه نداشتن اعتمادبه‌نفس به همه‌چیز لطمه می‌زند. مخصوصا به صدای‌تان.

احساس کنید حرفی که می‌زنید، متعلق به خودتان است. با تمام اعتمادبه‌نفسی که در دنیا وجود دارد، صحبت کنید. فرض کنید می خواهید با کاراته‌بازی، تعدادی بلوک محکم را بشکنید. اندکی تردید باعث می شود به جای بلوک ها دست‌های شما بشکنند.

۳. به چیزی که می‌گویید اعتقاد داشته باشید:

نکته ی قبل در مورد اعتمادبه‌نفس موقع صحبت کردن بود. این نکته درمورد ارتباطی است.شما باید خودتان چیزی که می‌گویید را باور داشته باشید.

وقتی با اشتیاق صحبت می کنید، مردم تفاوت را حس می کنند. شاید این نکته‌، بسیار لطیف و کمی نامحسوس باشد .اما در حقیقت وقتی در متن تان طنین انداز شود.صدای تان قابل باور تر و متقاعد کننده تر به نظر خواهد رسید .این یکی از راه‌های تقویت قدرت بیان است.

۴. خودپرستی را کنار بگذارید:

برای تقویت این مورد می توانید خودتان را با افرادی احاطه کنید که بهتر از شما هستند. می توانید از هم جواری با آنها درس‌های زیادی یاد بگیرید که از روش های دیگر، آموختن این درس‌ها امکان پذیر نیست و مهارت تان را ارتقا دهید. در کلاس ها و کارگاه هایی شرکت کنید که از افرادی تشکیل شده است که در حرفه شان از شما بهتر هستند. به تجربیات شان گوش کنید، ممکن است سخت باشد اما قطعا به بهتر شدن تان کمک می کند.

۵. با صدای تان با ملایمت رفتار کنید:

برخلاف یک نوازنده ی گیتار، پیانو یا طبل، هنگام سخنرانی، ابزار کار شما بدن تان است. ببینید چطور نوازنده های حرفه ای از آلات موسیقی شان نگهداری می کنند. باوسواس آن را تمیز، از آن محافظت، قطعات شکسته اش را تعمیر و در جای خوب و راحتی از آن نگه‌داری می کنند.

شما چطور با ابزار کارتان رفتار می کنید؟ برای نگه‌داری، مراقبت و حفاظت از طراوتش چه کارهایی انجام می دهید؟

نفس عمیق بکشید و با استفاده از الگوهای تنفسیِ مناسب، گام اول را در این راه محکم بردارید. کیت دِوُر، مؤسس توتال وُیس، می گوید: «اگر به‌جای تنفسِ عمیق شکمی، از راه سینه و سطحی تنفس صحیح داشته باشید، صدای تان ضعیف تر و وحشت‌زده به‌نظر می‌رسد، همچنین این کار می تواند باعث کشش غیرضروری تارهای صوتی تان شود. وقتی اضطراب و استرس دارید یا وحشت زده هستید شاید کمی سخت باشد یادتان بماند نفس عمیق بکشید، اما نفس‌های آرام، عمق صدای تان را بهبود می بخشد و به شما کمک می کند مطمئن تر به نظر برسید.»

از فریاد زدن پرهیز کنید. شوارتز می گوید: «عاشقِ فریاد زدن برای تشویق تیم مورد علاقه تان هستید؟ باید بگویم قطعا این کار برای تارهای صوتی تان خوب نیست.» فریاد زدن می تواند باعث کشیده شدن آنها شود و صحبت کردن را برای تان مشکل کند. در بدترین حالت، فریاد زدن می تواند به گره های صوتی و برآمدگیِ تارهای صوتی منجر شود.

۶. حواس‌تان به وضع نشستن یا ایستادن تان باشد:

دِوُر اعتقاد دارد طرز نشستن یا ایستادن هم می تواند سخنرانی شما را تحت‌تأثیر قرار بدهد. صاف ایستادن یا نشستن به شما اجازه می دهد به خوبی نفس بکشید و صدای‌تان قدرت نفوذ بیشتری داشته باشد. کمی تکان دادن سر هم می تواند مفید باشد. اگر چانه تان را بالا ببرید و سرتان را کمی کج کنید، می توانید طنینِ صدای تان را کم کنید و در نتیجه صدای تان شفاف تر به گوش برسد. او می گوید: «اگر شانه های تان به هم نزدیک باشد و به سمت سرتان قوز داشته باشد، بخش بزرگی از قدرت بالقوه ی صدای خود را از دست می دهید.»

۷. مراقب زیر و بَم صدای‌تان باشید:

شوارتز می گوید: «معمولا صداهایی با شیب زیاد یا خیلی زیر، به دلیل اضطراب یا عدم اطمینان گوینده به وجود می آیند.» استفاده  از شیب صحیحِ صدا به شما کمک می کند ارتباطات بهتری برقرار کنید. می توانید بهترین اوج صدای‌تان را با گفتن «آ-ها» پیدا کنید (همان عبارتی که به جای «بله» در جواب یک دوست می گویید). شوارتز اعتقاد دارد که اوج صدای تان در هنگام صحبت کردن باید با «آ» همخوانی داشته باشد.

۸. خودتان را آماده کنید:

داشتن آمادگی یک ضرورت است. برای تقویت قدرت بیان تان هر روز صبح را با گرم کردن صدای تان شروع کنید. عضلات صورت تان را بکشید. برنامه های تان را به ترتیب اجرا کنید. یکی از تمرین‌هایی که برای گرم کردن تارهای صوتی می توانید انجام دهید ارتعاش لب‌ها با عبور هوا از بین آنهاست (برای آشنایی با این تمرین ویدئوهای Lip Roll را در اینترنت جستجو کنید.) ماهیچه‌های گردن تان را شُل کنید. تمرین های تنفسی تان را انجام دهید. حتی اگر زمانی برای گرم کردن صدای تان صرف نمی کنید، هر روز صبح ۵ دقیقه را به آماده کردن صدای‌تان اختصاص دهید. این تکنیک برای صدای تان به‌طور شگفت انگیزی خوب و برای سلامتی‌تان مفید است. اگر هنوز فکر می کنید این ترفند احمقانه است، توجه داشته باشید «سلین دیون» که سال‌ها در زمینه ی خوانندگی تجربه دارد و در کارش بسیار موفق است هنوز هم، هر روز صبح را با این تمرین های پایه‌ای آغاز می کند.

۹. بدون آمادگی خواندن را شروع کنید:

برای سخنرانی های طولانی یا پروژه های بزرگ مثل صداگذاری کتاب های صوتی یا ویدئوهای آموزشی، ممکن است وقت تان برای چندین‌بار روخوانی متن، قبل از شروع کار تلف شود، بدون اینکه نیازی به این کار باشد. به جای آن می‌توانید تمرین کنید هنگامی که برای بار اول متنی را می‌خوانید، آن را خوب بیان کنید. ممکن است مدتی طول بکشد تا دهان و چشم های‌تان هماهنگ شوند اما این مهارت به‌خوبی با گام بعدی که از آن صحبت خواهیم کرد در ارتباط است.

۱۰. تمرین کنید:

برای تقویت قدرت بیان باید تمرین کنید. با اینکه دیگران بارها و بارها اهمیت تمرین کردن را برای نتیجه دادن کارها توضیح داده‌اند، ما هم در مورد آن صحبت می کنیم. بهترین هنرمندان دوبله می توانند هزاران کلمه را بدون ارتکاب اشتباه بیان کنند، اما برای به‌دست آوردن این مهارت، سال‌ها زمان لازم است. تمرین باعث از بین بردن نواقص می شود و صداپیشه ها از این راه به موفقیت می‌رسند.

خیلی‌زود روی غلتک می افتید و خواندن و گفتارتان به‌هم‌ پیوسته و بدون اشتباه می شود. به این ترتیب در وقت تان صرفه جویی، در کارتان پیشرفت و از مهارت تان سود کسب می‌کنید و قدرت نفوذ کلام‌تان را بالا می‌برید.

۱۱. آرام باشید:

شاید این آخرین نکته باشد اما مهم ترین مسئله است. چرا؟ چون اگر تازه کار هستید، هر یک از سخنرانی ها یا آزمون ها می‌تواند برای تان به آخرین‌شان هم تبدیل شود. پس همه چیز به این چنددقیقه یا حتی چندثانیه بستگی دارد و این موضوع می تواند شما را نگران کند. عمیق نفس بکشید و لبخندی بزنید (که می توانید صدایش را از طریق بلندگو بشنوید). به توانایی های خودتان اعتماد داشته باشید و بدانید فرقی ندارد چه اتفاقی می افتد، مهم این است که شما به بهترین شکل تلاش کرده اید.

چگونه در اقتصاد جدید و عصر دیجیتال ، موفق باشیم؟!

خوب در نظر من دو گروه موفق وجود دارد که ملحق شدن به آنها در دسترس همه هست: یکی از آن‌ها که به طور خلاقانه با ماشین‎های هوشمند کار می‎کنند و دیگری آن‎ها که در رشته‎ ی خودشان ستاره هستند. راز پیوستن به این گروه‎های موفق در عصر دیجیتال و اقتصاد جدید این است که دو مهارت که در زیر می‎آید و بسیار برای این امر ضروری هستند را یاد بگیرید:

  • مهارت یادگیری چیز‎های سخت
  • مهارت تولید محصول یا خدمت درجه یک، هم در بعد سرعت و هم در بعد کیفیت

ابتدا در مورد مهارت اول بحث می‎کنیم:

همه‎ ی ما تجربه‎ی استفاده از فناوری ‎های بسیار ساده مثل توییتر و آیفون را در اقتصاد جدید به خاطر داریم. بیشتر ابزارهای هوشمندی که تحول عظیمی در دنیا ایجاد می‎کنند بسیار پیچیده ‎تر هستند و مسلط شدن به استفاده از آن‎ها کار آسانی نیست. نیت سیلور، نمونه مثال ما از افرادی که با استفاده از فناوری‎های پیچیده به موفقیت رسیده‎ اند را مد نظر بیاورید. اگر در روش کار او دقیق شویم می‎بینیم که پیش بینی نتایج انتخابات از طریق داده‎ ها کار آسانی نیست؛ او برای پیش بینی نتایج انتخابات، پایگاه بزرگی از داده ایجاد کرد و داده‎ها را در نرم افزار تحلیل داده‎ی  stata وارد کرد. این نرم افزار، ابزاری پیچیده و قدرتمند است که نمی‎توان به راحتی آن را فراگرفت و به آن مسلط شد. سیلور از این نرم‎ افزار پیچیده برای ایجاد مدلی ترکیبی استفاده کرد که بخش‎ های مختلفی داشت از جمله، رگریسون ترکیبی، پارامترهای ثابت و متغییر، احتمالات و غیره.

هدف از بیان این جزئیات، این بود که بگوییم ماشین‎های هوشمند تا چه اندازه پیچیده هستند و مسلط شدن بر آن‎ها کار بسیار سختی است. برای ملحق شدن به جرگه‎ ی کسانی که می‎توانند به خوبی با این قِسم ماشین‎ها کار کنند باید مهارت خود را در یادگیری چیز‎های سخت در اقتصاد جدید افزایش دهید و از آنجا که این فناوری ‎ها مدام تغییر می‎کنند؛ فرایند مسلط شدن بر چیزهای سخت هرگز پایان نمی‎پذیرد. مهارت یادگیری چیز‎های سخت ، فقط برای کار کردن با ماشین‎های هوشمند نیست بلکه این مهارت، یک ویژگی کلیدی برای ابر ستاره شدن در هر زمینه‎ی دیگری نیز هست؛ حتی زمینه ‎هایی که زیاد هم ربطی به فناوری‌ های جدید ندارد.

 

حالا به سراغ دومین مهارتی که قبلا نام بردیم می‎رویم:

تولید محصول یا خدمت درجه یک. برای ابرستاره شدن، یادگیری سریع در اقتصاد جدید لازم هست اما کافی نیست. باید بتوانید آن دانش نهفته و بالقوه را تبدیل به برون دادی محسوس کنید که برای مردم در اقتصاد جدید ارزشمند باشد. مهارت تولید کردن به کار کسانی که درصدد مسلط شدن به ماشین‎های هوشمند نیز هستند می ‎آید. اینکه نیت سیلور عملش را داشته باشد که چطور داده ‎های مختلف را گردآوری کند و تحلیل آماری انجام دهد اصلا کافی نیست. بلکه باید نشان دهد که توانایی دارد از این علم استفاده کند و نتایجی را از ماشین­ های هوشمند استخراج کند که برای تعداد بسیار زیادی از مردم قابل توجه و ارزشمند باشد.

حالا سوال اینجاست که برای داشتن این دو مهارت اصلی که اساس پیشرفت در جهان مدرن و اقتصاد جدید و مملو از فناوریِ امروز چه باید کرد؟ درون مایه و اساس نوشته‎های این کتاب همین است: کسب کردن دو مهارتی که ذکر شد، به توانایی شما در انجام کار عمیق بستگی دارد. اگر کار عمیق را فرا نگیرید، برای یادگیری چیز‎های سخت یا تولید در سطح کیفی درجه یک با مشکل مواجه خواهید شد. تیتر بعدی این است که: با کار عمیق می­توان به سرعت، چیزهای سخت را یاد گرفت.

بگذار ذهنت مثل ذره‎بین باشد که اشعه‎ های تمرکزت را همگرا می‎کند؛ بگذار روحت کاملا در خدمت چیزی  باشد که در ذهنت به طور برجسته ‎ای شکل گرفته، فکری که عمیقا در آن غرق شده‎ ای. این گفته‎ی یک فیلسوف معنوی و زاهد و والامقام، به نام آنتونین دالماس سرتیلانجس است که در اوایل قرن بیستم، کتاب ( زندگی خردمندانه) را به رشته تحریر درآورد؛ او این کتاب را برای ( عمق بخشیدن به ذهن ) نوشت.

در کتاب زندگی خردمندانه، ضرورت یادگیری چیزهای سخت را تصدیق کرده و به خواننده برای مسلط شدن بر این مهارت کمک می‎کند. او معتقد است برای فهم بیشتر و بهتر از زمینه‎ ای که در آن کار می‎کنیم، باید به طور نظام‎مند به سراغ موضوعات مرتبط به آن برویم و بگذاریم تا ( همگرا شدن اشعه‎های تمرکز) استعداد واقعی را آشکار کند. به عبارت دیگر، طبق گفته او (( برای یادگیری، نیاز به تمرکز داریم)). با تعمیق در شیوه‎ ی کار کرد ذهن در دهه‎ی ۱۹۲۰ میلادی، سرتیلانجس حقایقی را درمورد یادگیری مسائلی که قدرت ذهنی و شناختی بالایی را می­ طلبند آشکار کرد که هفتاد سال بعد مجامع علمی به آن رسیدند.

در دهه‎ ی ۱۹۷۰ بود که توجه به این موضوع تازه شروع شد. آن زمان شاخه ‎ای از روانشناسی که به آن روانشناسی کاربردی می‎گفتند درصدد بود تا کشف کند تمایز و تفاوت بین افراد خبره و سایرین که خبره نیستند چیست. اندرس اریکسون، استاد دانشگاه فلوریدا ، شواهد گوناکون را گردهم آورد و به جوابی منسجم رسید که مطابق با پیشرفت تحقیقات علمی در آن زمان بود. او برای یافته‎ اش نام تمرین آگاهانه را برگزید. او مقاله­ اش را اینطور آغاز کرد: ((اینکه تفاوت‎های بین افراد خبره و افراد عادی، تغییر ناپذیر است را رد می‎کنیم. بلکه استدلال ما این است که تفاوت‎های بین افراد خبره و عادی نشانگر وجود تلاشی آگاهانه و طولانی مدت برای بهبود عملکرد در زمینه­ ای خاص است.))

این خط سیر تحقیقاتی که توسط اریکسون ارتقا پیدا کرد و امروزه عموما پذیرفته می‎شود موازنه را بر هم می‎زند. برای مسلط شدن بر کاری که تلاش ذهنی و شناختی زیادی را می‎طلبد و دشوار است، باید به این روش خاص عمل کرد اما برخی افراد که استعداد ذاتی دارند از این قاعده مستثنی هستند. خوب حالا این تمرین آگاهانه چه پیش نیازهایی دارد؟ این تمرین از عوامل زیر  تشکیل شده است:

  • تمام تمرکزتان بر روی مهارتی باشد که سعی دارید آن را در خودتان ارتقاء دهید یا روی مفهومی که سعی دارید آن را فرا بگیرید.
  • از بازخوردهایی که می‏گیرید، روش خود را اصلاح کنید تا تمرکزتان دقیقا در مسیری قرار بگیرد که بیشترین بازدهی را دارد.

اریکسونِ روانشناس و سایر محققین در این زمینه، به پژوهش در مورد چرایی کارآمد بودن تمرین آگاهانه تمایلی ندارند و فقط آن را به عنوان یک رفتار موثر و کارآمد می‎شناسند و تایید می‎کنند. در سال‎ها بعد، دانشمندان عصب شناسی بر روی فرآیند فیزیکی مغز که موجب پیشرفت افراد در کارهای سخت می‎شوند مطالعه کردند. دنیل کویل بر اساس تحقیقاتش می‎گوید که عصب‎شناسان معتقدند جواب این سوال در مِیلین است، لایه‎ ی چربی نازکی که دور تارهای عصبی ایجاد شده و مانند یک عایق عمل می‎کند که باعث می‎شود سلول‎ های عصبی بهتر و سریعتر سوخت و ساز کنند. این علم جدید، بیان می‎کند که اگر در مدار مغزی مربوط به یک توانایی، میلین بیشتری تشکیل شود فرد در آن عمل بامهارت‎ تر و بهتر عمل خواهد کرد.

با تمرکز شدید بر روی یک مهارت خاص، مدار عصبی مربوط به آن مهارت را وارد می‎کنید که بارها و بارها سوخت و ساز کند. این تکرار استفاده از مدار عصبی، سلول‏هایی به نام یاخته‏ی کم شاخه را موظف به تولید لایه ‎ای از میلین دور رشته‎ های عصبی آن مدار می‎کند . باعث می‎شود شما در آن مهارت خِبره شوید. بنابراین، تنها راه وادار کردن سلول‏ها به تولید میلین در اطراف رشته‏ های عصبی این است که در کارمان متمرکز شویم و از عواملی که باعث ایجاد وقفه و حواس پرتی هستند دوری کنیم.